این مقاله ادامه طبیعی تحلیل رتبه ایران است: اگر جایگاه علمی خوب اما آمادگی نهادی و زیرساختی ضعیف است، برای رسیدن به جمع ده کشور برتر دقیقاً چه باید کرد؟ پاسخ در قالب فهرستی آرمانی ارائه نشده، بلکه اقدامات در سه افق فوری، میان‌مدت و بلندمدت مرتب شده‌اند تا میان کارهایی که همین امروز ممکن‌اند و پروژه‌هایی که به چند سال زمان نیاز دارند تفکیک ایجاد شود.

در افق فوری سال ۱۴۰۴، نخستین مسئله تعیین تکلیف سازمان ملی هوش مصنوعی و پایان دادن به پراکندگی مسئولیت‌هاست. در کنار آن، ایجاد پایگاه داده ملی با دسترسی طبقه‌بندی‌شده و امن، طراحی زیرساخت پردازشی ملی متناسب با نیازهای متنوع، راه‌اندازی صندوق سرمایه‌گذاری تخصصی و آموزش هدفمند پیشنهاد می‌شود. تأکید مقاله این است که داده باز با داده بی‌حفاظ تفاوت دارد و زیرساخت ملی نیز نباید صرفاً به خرید چند خوشه گران‌قیمت محدود شود. صندوق هم زمانی مفید است که سرمایه را به محصول، تجاری‌سازی و حل مسئله هدایت کند، نه آنکه به مسیر تازه‌ای برای توزیع بودجه میان بازیگران نزدیک به دولت تبدیل شود.

در دوره میان‌مدت، پروژه‌های آزمایشی در حوزه‌هایی مانند صنعت، کشاورزی و خدمات عمومی باید به شواهد قابل سنجش تبدیل شوند. توسعه زیرساخت پردازشی و ارتباطی، قانون جامع و ریسک‌محور هوش مصنوعی، برنامه‌های آموزشی گسترده‌تر و بازنگری سند ملی بر اساس تجربه اجرا در همین مرحله قرار می‌گیرند. افق بلندمدت نیز به همکاری بین‌المللی، حضور در تدوین استانداردها، ساخت زیست‌بومی یکپارچه برای کاربرد هوش مصنوعی در اقتصاد و پوشش ضعف‌هایی می‌پردازد که شاخص‌های جهانی در زمینه نوآوری، پتنت، اعتماد عمومی و اثر اجتماعی نشان داده‌اند.

پیام نهایی آن است که رتبه ده با افتتاح یک مرکز یا انتشار یک سند به دست نمی‌آید. این هدف حاصل زنجیره‌ای از نهاد پاسخ‌گو، داده قابل استفاده، زیرساخت مقیاس‌پذیر، سرمایه خصوصی، نیروی انسانی، بازار و همکاری جهانی است. نقشه راه زمانی ارزش دارد که هر اقدام مالک، زمان‌بندی، معیار موفقیت و امکان اصلاح داشته باشد؛ وگرنه خود هدف ده‌کشور برتر نیز به شعاری دیگر تبدیل خواهد شد.

مطالعه نسخه کامل در پیوست ↗