عنوان «پیکان مجهز به هوش مصنوعی مدل ۱۴۰۴» اشارهای است به نقد قدیمی «پیکان ۱۷۰ میلیارد تومانی» درباره جویشگرهای بومی؛ پروژههایی که بارها افتتاح شدند، اما فاصله میان نمایش رسانهای و محصول قابل استفاده را پر نکردند. مقاله این سابقه را کنار رونمایی «سکوی ملی متنباز هوش مصنوعی» میگذارد. آنچه بهعنوان MVP معرفی شد، در عمل سایتی با پیوندهای ناقص و چند نمونه نمایشی بود و پس از انتقادها نیز گفته شد سایت صرفاً برای اطلاعرسانی است. مسئله فقط کیفیت یک مراسم نیست؛ استفاده نادرست از واژه MVP و متنباز، تصویری غیرواقعی از پیشرفت میسازد.
یادداشت سپس تاریخچهای را یادآوری میکند که در روایت رونمایی حذف شده بود. از سال ۱۳۹۵ زیرساخت تخصصی GPU برای ترگمان و تصویرنت وجود داشته و از ۱۳۹۸ شرکتها و دانشگاههای متعددی خدمات پردازشی و سکوهای MLOps ساختهاند. دماوند، اهورا و نمونههای دیگر پیش از سکوی تازه در محیط واقعی به کار گرفته شدهاند. در مدلهای زبانی نیز شرکتهای ایرانی مدلهای متنباز و تجاری، کلانپیکره فارسی و سکوی ارزیابی ساختهاند؛ محصولاتی که به API خارجی وابسته نبودهاند و بعضی فناوریهای ایرانی حتی صادر شده یا مورد استفاده بازیگران جهانی قرار گرفته است.
نقد اصلی به نقش دانشگاه و دولت بازمیگردد. دانشگاه برای توسعه علم و رسیدن به لایههای عمیق ضروری است، اما ساخت و بهرهبرداری یک سکوی مهندسی پایدار به صنعت، عملیات، پشتیبانی و تجربه محصول نیاز دارد. همانطور که شرکت تجاری جای دانشگاه را در پژوهش بنیادی نمیگیرد، دانشگاه نیز نباید به پیمانکار انحصاری محصول ملی تبدیل شود. ادعای متنباز بودن نیز بدون مخزن عمومی کد، مجوز روشن و حق بهرهبرداری قابل بررسی نیست. مقاله با اصل سکوی ملی یا حمایت دولت مخالفت نمیکند؛ با نادیده گرفتن زیستبوم موجود، دوبارهکاری و مصرف سرمایه برای رونمایی نمایشی مخالف است. دولت باید ظرفیتهای موجود را به هم متصل کند، موانع بخش خصوصی را بردارد و مأموریت قانونی نهادهای هماهنگکننده را انجام دهد، نه آنکه با یک نام تازه تاریخ صنعت را از نو آغاز کند.
مطالعه نسخه کامل در دیجیاتو ↗