سرعت تحول هوش مصنوعی را میتوان از حجم خبرهایی دید که تنها در چند روز منتشر میشوند: نسلهای تازه مدلها، امکان اجرای مدلهای بزرگ روی سختافزارهای معمولی، سرمایهگذاری مراکز پردازشی و ورود رسمی ارتشها و دولتها به سیاستگذاری هوش مصنوعی. در همان زمانی که دانمارک مرکزی با بیش از هزار کارت H100 افتتاح میکند و جیتکس به نمایش رقابت منطقهای تبدیل میشود، خبر انتصاب رئیس شورای راهبری هوش مصنوعی ایران در کمتر از یک روز اعلام و تکذیب میشود. این تضاد، نقطه شروع یادداشت «به کجا چنین بهکندی؟» است.
مقاله یادآوری میکند که ایران از نقطه صفر آغاز نکرده است. نخستین زیرساخت پردازش سریع تخصصی، صادرات خدمات و فناوری هوش مصنوعی به اروپا، آفریقا، ژاپن و روسیه، سهم قابل توجه پژوهشگران ایرانی در تولید دانش و حتی استفاده گوگل از محصول ایرانی، نشانههای ظرفیت موجود کشور بودهاند. با این حال، پس از تأکید بر قرار گرفتن ایران در جمع کشورهای برتر، دستگاههای مختلف بهجای تقسیم کار، وارد رقابت برای تصاحب پرچم سیاستگذاری شدند. وزارت ارتباطات، معاونت علمی، شوراها، مجلس، دانشگاهها و نهادهای دیگر اسناد و ساختارهای موازی ساختند تا سرانجام سند ملی، شورای راهبری و سازمان ملی هوش مصنوعی شکل گرفت؛ اما اجرای همین ساختار نیز متوقف ماند.
در زمان نگارش مقاله، مهلت قانونی تدوین اساسنامه سازمان گذشته بود، شورای راهبری جلسهای برگزار نکرده و بودجه و تقسیم مسئولیت همچنان مبهم بود. بخش خصوصی میان دستگاهها پاسکاری میشد و شرکتهای دارای محصول پشت در صنایع بزرگ میماندند، در حالی که خصولتیها برای بودجه رقابت و صنعت همایشهای تکراری برگزار میکرد. هشدار پایانی متن از جنس شیفتگی به یک موج زودگذر نیست: هوش مصنوعی قرار نیست ناپدید شود و اقتصاد، امنیت، فرهنگ و حتی صورتبندی قدرت را تغییر خواهد داد. بازگشت ایران به رقابت هنوز ممکن است، اما هر ماه تعلل، هزینه جبران را بیشتر میکند و ممکن است شکاف فناورانه را به شکافی تمدنی تبدیل کند.
مطالعه نسخه کامل در پیوست ↗