پس از باروت و سلاح هسته‌ای، تحول بعدی جنگ الزاماً یک سلاح منفرد نیست؛ از همگرایی هوش مصنوعی، فناوری کوانتومی و زیست‌فناوری پدید می‌آید. هرکدام از این حوزه‌ها به‌تنهایی قواعد عملیات را تغییر می‌دهند، اما اتصال آن‌ها سرعت تصمیم، قدرت کشف، توان محاسبه و امکان اثرگذاری بر انسان و محیط را چند برابر می‌کند. این مقاله مفهوم «انقلاب سوم در جنگ‌ها» را از همین زاویه بررسی می‌کند و میدان نبرد آینده را محدود به زمین، هوا و دریا نمی‌بیند؛ قلمرو شناختی، سایبری و زیستی نیز بخشی از آن است.

این بحث ادامهٔ بررسی جنگ ایران و اسرائیل در سایهٔ هوش مصنوعی است؛ پیامدهای آن برای ظرفیت‌سازی در ایران در ایران در جنگ‌های نسل سوم دنبال می‌شود.

هوش مصنوعی چرخه مشاهده تا اقدام را کوتاه می‌کند: داده رادار، ماهواره، سیگنال و پهپاد را ترکیب می‌کند، الگو و هدف می‌یابد و برای تخصیص منابع یا اجرای عملیات پیشنهاد می‌دهد. سامانه‌های خودمختار، دفاع هوایی و ابزارهای تولید و تحلیل اطلاعات، نمودهای فعلی آن‌اند. فناوری کوانتومی لایه دیگری می‌افزاید؛ محاسبات کوانتومی می‌تواند بهینه‌سازی و رمزگشایی را دگرگون کند، ارتباط کوانتومی و QKD شیوه حفاظت از کانال را تغییر دهد و حسگرهای کوانتومی توان کشف و ناوبری را افزایش دهند. حتی پیش از ساخته شدن رایانه‌ای که رمزنگاری امروز را در مقیاس عملی بشکند، راهبرد «اکنون جمع‌آوری کن، بعداً رمزگشایی کن» مهاجرت به رمزنگاری پساکوانتومی را فوری می‌کند.

زیست‌فناوری نیز تنها به سلاح بیولوژیک محدود نیست. تشخیص سریع تهدید، حسگر زیستی، درمان و تولید مواد حیاتی در میدان، مهندسی ژنتیک و محاسبات زیستی هم ظرفیت دفاعی دارند و هم مخاطرات دوگانه جدی. تفاوت این انقلاب با قدرت اتمی در پراکندگی و دسترس‌پذیری آن است: ابزارها دوکاربردی‌اند، هزینه ورود پایین‌تر است، بازیگران غیردولتی نیز می‌توانند به بخشی از زنجیره دسترسی پیدا کنند و انتساب حمله دشوارتر می‌شود. از این رو بازدارندگی کلاسیک و پیمان‌های کنترل سلاح به‌تنهایی کافی نیستند. مقاله خواهان حکمرانی تازه‌ای است که پژوهش و دفاع را ممکن کند، اما ارزیابی ریسک، کنترل دسترسی، اخلاق و پاسخ‌گویی را از مرحله طراحی وارد فناوری‌های همگرا سازد.

مطالعه نسخه کامل در پیوست ↗