پس از شناخت بازیگران و اختلاف‌های درونی آن‌ها، این مقاله روابط میان‌گروهی را بررسی می‌کند؛ جایی که منافع مشروع می‌توانند هم‌زمان با یکدیگر سازگار و متعارض باشند. دولت برای امنیت ملی، سیاست‌گذاری و خدمت عمومی به داده نیاز دارد، اما همین دسترسی می‌تواند با حق حریم خصوصی مردم یا محرمانگی تجاری شرکت‌ها برخورد کند. بخش خصوصی با تحلیل داده، محصول بهتر و خدمت شخصی‌سازی‌شده می‌سازد، ولی انگیزه جمع‌آوری حداکثری و نگهداشت انحصاری داده ممکن است به پروفایل‌سازی، تبعیض الگوریتمی و حذف رقبا منجر شود.

نهادهای خصولتی در این شبکه جایگاه پیچیده‌تری دارند. آن‌ها می‌توانند در پروژه‌های زیرساختی با دولت و صنعت همکاری کنند، اما دسترسی به منابع و داده‌های عمومی، مزیتی می‌سازد که رقابت منصفانه با بخش خصوصی را مخدوش می‌کند. ابهام مالی و سازمانی نیز نظارت جامعه مدنی و پاسخ‌خواهی شهروندان را دشوارتر می‌سازد. در سوی دیگر، دانشگاه‌ها، پژوهشگران و نهادهای مدنی برای تولید دانش و نظارت عمومی به داده نیاز دارند، ولی با دیوار محرمانگی دولت، اسرار تجاری شرکت‌ها و ابهام مالکیت داده‌های مشتق‌شده روبه‌رو می‌شوند. مطالبه شفافیت مدل هوش مصنوعی نیز ممکن است با حفاظت از مالکیت فکری و امنیت سامانه تعارض پیدا کند.

مردم در مرکز این روابط هم تولیدکننده داده‌اند و هم دریافت‌کننده خدمت و پیامد. آن‌ها از خدمات عمومی بهتر و پیشنهادهای شخصی‌سازی‌شده سود می‌برند، اما معمولاً کمترین قدرت چانه‌زنی و اطلاع را درباره استفاده ثانویه از داده‌هایشان دارند. اختلاف بر سر داده تولیدشده توسط کاربر، داده زیست‌سنجی، مکان و رفتار آنلاین نمونه‌هایی از همین عدم توازن است. نتیجه مقاله آن است که تنظیم‌گری نباید پیروزی یک ارزش بر ارزش دیگر باشد. زیرساخت تبادل امن، استاندارد مشترک، قابلیت حمل داده، رضایت معنادار، ممیزی مستقل و امکان اعتراض باید به ترتیبی طراحی شوند که همکاری را ممکن و سوءاستفاده از قدرت را پرهزینه کنند. راه‌حل پایدار از گفت‌وگوی ساختاریافته میان ذی‌نفعان و مشاهده کامل شبکه تعارض‌ها به دست می‌آید، نه از واگذاری مسئله به قدرتمندترین بازیگر.

مطالعه نسخه کامل در پیوست ↗