بعد از انتشار یادداشت «توسعه در سایه تحریم و جنگ! آیا همه راهها به NVIDIA ختم میشود؟»، در یکی از گروههای تخصصی هوش مصنوعی گفتوگویی با مهندس حسین توکلی عزیز، که از بزرگان حوزه زیرساختهای پردازشی و سرویسهای هوش مصنوعی است، شکل گرفت که پرسش اصلی آن را میتوان اینطور خلاصه کرد: وقتی انویدیا محصولات قدرتمند، زیستبوم نرمافزاری بالغ و مسیر سریعتری برای بهرهبرداری دارد، چرا باید سراغ گزینههای دیگر برویم؟ آیا طرح مسئله تنوعبخشی، تأمین تجهیزات موردنیاز امروز را کند نمیکند؟
تأکید ایشان بر تمرکز تمام توان حاکمیتی در سه سال آینده برای تأمین زیرساخت پردازشی قدرتمند و رسیدن سریعتر به بهرهبرداری، با تکیه بر مزیت فعلی انویدیا بود؛ با این تفکیک که بازار و مردم، حق انتخاب مستقل خود را دارند. منطق این رویکرد قابلتأمل است: تمرکز منابع و توان اجرایی محدود میتواند ایجاد ظرفیت موردنیاز امروز کشور را تسریع کند؛ در مقابل، پراکندگی میان پلتفرمهای متعدد ممکن است آن را به تأخیر بیندازد.
در ضرورت ایجاد سریع این ظرفیت توافق داریم. اختلاف بر سر این است که آمادگی برای استفاده از پلتفرم دوم، در همین بازه زمانی چه جایگاهی در برنامه حاکمیتی داشته باشد. از آنجا که این پرسش میتواند برای دیگران هم مطرح باشد، این یادداشت را به روشنکردن دو ملاحظه اختصاص دادهام: سرعت ایجاد ظرفیت و تابآوری آن در برابر اختلال دسترسی.
برتری یک محصول، پایان بحث راهبرد نیست
انویدیا در بخش مهمی از بازار محاسبات هوش مصنوعی، بهویژه آموزش مدلهای بزرگ و زیستبوم نرمافزاری پیرامون آن، مزیتی جدی دارد. این موضوع در یادداشت نخست هم تصریح شده بود. بنابراین بحث از اینجا آغاز نمیشود که انویدیا محصول خوبی ندارد یا باید خرید آن را متوقف کرد. مسئله از جایی آغاز میشود که از «این محصول برای نیاز فعلی ما بهترین انتخاب است» به «پس راهبرد زیرساخت کشور باید بر همین تأمینکننده متمرکز بماند» میرسیم.
این دو گزاره همارز نیستند. اولی درباره انتخاب فنی در شرایط مشخص است؛ دومی درباره معماری وابستگی در طول زمان. برای رسیدن از اولی به دومی باید ریسک تأمین، امکان نگهداری و توسعه، هزینه مهاجرت و پیامدهای قطع دسترسی را هم بررسی کرد.
ممکن است نتیجه یک ارزیابی مشخص، خرید انویدیا باشد. اما از آن نتیجه نمیشود که ارزیابی گزینه دوم یا آمادهکردن مسیر جایگزین، کاری غیرضروری است.
تفکیک کاربرد باید در تصمیم اثر بگذارد
در این گفتوگو نیز بر تفاوت نیازهای آموزش، تنظیم مدل و استنتاج تأکید شد. این تفکیک باید در معیارهای ارزیابی و انتخاب اثر بگذارد؛ حتی اگر نتیجه ارزیابی در چند کاربرد، انتخاب یک سازنده باشد.
آموزش یک مدل بسیار بزرگ، تنظیم محدود یک مدل موجود و سرویسدهی یک دستیار سازمانی، نیازهای یکسانی ندارند. حتی درون هر دسته نیز اندازه مدل، طول ورودی، همزمانی، تأخیر مجاز، کیفیت مورد انتظار و محدودیت برق و حافظه تعیینکنندهاند. برای هر کاربرد باید روشن باشد انتخاب محصول بر چه آزمون و نیازی استوار است. انتخاب یک سازنده برای چند کاربرد میتواند موجه باشد، به شرط آنکه نتیجه ارزیابی باشد و جای ارزیابی را نگیرد.
در خرید زیرساخت نیز علاقه به بالاترین رده محصول نمیتواند جای این ارزیابی را بگیرد. تجهیز قویتر، الزاماً انتخاب مناسبتر نیست. اگر کاری با سختافزار ارزانتر و در دسترستر، با کیفیت و ظرفیت لازم انجام میشود، هزینه اضافی باید توجیه داشته باشد. البته این توجیه میتواند شامل رشد تقاضا، یکپارچگی عملیاتی و هزینه توسعه آینده نیز باشد؛ نیازسنجی و آزمون عملکرد باید این ملاحظات را هم پوشش دهند.
تنوع محصول، تنوع تأمینکننده نیست
انویدیا برای ردههای مختلف کاربری محصولات متنوع دارد. این تنوع برای تطبیق محصول با نیاز مفید است، اما مسئله تابآوری را بهتنهایی حل نمیکند.
زیرساختی که از چند خانواده محصول یک سازنده استفاده میکند، ممکن است همچنان در معرض محدودیتهای مشترک همان سازنده، زیستبوم نرمافزاری و حوزه قضایی قرار داشته باشد. تعداد مدلهای خریداریشده، تعداد مسیرهای مستقل تأمین نیست.
از همین رو، جایگزینکردن بخشی از محصولات انویدیا با AMD نیز باید دقیق توصیف شود. این کار میتواند وابستگی به یک فروشنده و یک پشته نرمافزاری را کاهش دهد؛ اما لزوماً همان میزان تنوع در برابر محدودیتهای ناشی از سیاست آمریکا ایجاد نمیکند.
تابآوری یک ویژگی مطلق نیست. باید معلوم باشد در برابر چه اختلالی، کدام بخش از زیرساخت را مقاومتر میکنیم.
تجربه دیگر کشورها را با شرایط ایران بخوانیم
استفاده گسترده کشورهای پیشرو از انویدیا، قرینه مهمی بر مزیت فنی و عملیاتی این زیستبوم است و در تصمیم تأمین باید جدی گرفته شود. برای تبدیل این تجربه به راهبرد ایران، لازم است یک متغیر دیگر نیز وارد ارزیابی شود: تفاوت شرایط دسترسی و استمرار تأمین.
کشورها از نظر امکان خرید رسمی، پشتیبانی، قطعات یدکی، قراردادهای بلندمدت و احتمال محدودشدن دسترسی، شرایط یکسانی ندارند. انتخابی که برای یک خریدار با دسترسی پایدار مناسب است، برای خریداری با ریسک بالاتر تأمین، به ارزیابی متفاوتی نیاز دارد. همچنین استفاده گسترده از انویدیا، به معنی کنارگذاشتن گزینههای دیگر نیست. یک کشور یا شرکت میتواند هم از مزیت فعلی انویدیا استفاده کند و هم برای توسعه توان محاسباتی روی پلتفرمهای دیگر سرمایهگذاری کند.
تجربه دیگران زمانی به تصمیم ما کمک میکند که علاوه بر فهرست خرید آنها، شرایط دسترسی و اقدامهایشان برای کاهش وابستگی را هم ببینیم.
سرعت بهرهبرداری مهم است؛ استمرار آن هم مهم است
یکی از جدیترین استدلالها به نفع تمرکز بر انویدیا، کوتاهکردن زمان رسیدن به بهرهبرداری است. این استدلال را باید جدی گرفت. تأخیر در راهاندازی یک خدمت، هزینه دارد و مهاجرت زودهنگام به یک پلتفرم نامناسب نیز میتواند منابع تیم را مصرف کند. پرسش این است که چگونه میتوان ارزیابی جایگزینها را با حفظ سرعت برنامه اصلی پیش برد.
تمرکز منابع، منطق عملیاتی معتبری دارد. یکپارچگی پلتفرم میتواند تأمین، آموزش تیم، نگهداری و توسعه خدمت را سادهتر کند و هزینه پشتیبانی همزمان از چند زیستبوم را کاهش دهد. بهویژه وقتی منابع مالی و نیروی متخصص محدود است، تنوعبخشیِ بدون اولویت و بدون بار کاری مشخص، ممکن است خود به مانع بهرهبرداری تبدیل شود. بنابراین پیشنهاد تنوعبخشی نیز باید نشان دهد چه ظرفیتی ایجاد میکند و چه میزان از منابع و زمان برنامه اصلی را مصرف خواهد کرد.
لازم نیست همه پروژهها را منتظر آمادهشدن گزینه دوم نگه داریم. میتوان خدمات ضروری را روی مناسبترین زیرساخت فعلی راهاندازی کرد و همزمان، بخشی محدود و مشخص از بارهای کاری را برای ارزیابی پلتفرم دوم انتخاب کرد.
در این صورت، هزینه آزمایش و یادگیری کنترل میشود و تجربهای واقعی برای تصمیم بعدی به دست میآید. اگر نتیجه آزمون نامناسب بود، توسعه آن متوقف میشود؛ اگر مناسب بود، دامنه استفاده میتواند تدریجی افزایش یابد. سرعت آغاز خدمت، یکی از معیارهای تصمیم است. توان حفظ و توسعه همان خدمت در شرایط نامساعد نیز باید در محاسبه حضور داشته باشد.
افق سهساله، دلیل شروع است
در گفتوگو، تفاوت افق کوتاهمدت و بلندمدت نیز مطرح شد: اولویت سه سال آینده، ایجاد سریع ظرفیت عملیاتی باشد و تنوعبخشی در افقی بلندتر دنبال شود. به نظر من، بخشی از آمادگی برای تنوعبخشی باید در همین سه سال شکل بگیرد. اما موضوع این بحث، طراحی و ساخت تراشه از صفر نیست. موضوع، ارزیابی محصولات موجود و ایجاد توان استفاده از آنهاست.
آمادهسازی نرمافزار، شناخت محدودیت عملگرها، تنظیم موتور اجرا، آموزش تیم و ایجاد تجربه نگهداری، زمان میبرد. اگر این کارها تا زمان اختلال تأمین عقب بیفتد، دانستن نام چند محصول جایگزین کمکی به استمرار خدمت نمیکند.
در همین افق سهساله نیز باید مشخص باشد کدام بارهای کاری اولویتدار را میتوان روی پلتفرم دوم اجرا کرد و این توان چگونه سنجیده میشود. تابآوریای که فقط در سند آمده و هرگز آزموده نشده، پشتوانه عملیاتی قابل اتکایی نیست.
گزینه دوم لازم نیست در همه چیز برنده باشد
بلوغ نرمافزاری، کارایی، سهولت تأمین و هزینه مهاجرت، معیارهای ضروری ارزیابی گزینه دوماند. بااینحال، باید میان برابری با انویدیا در همه این معیارها و کفایت برای یک کاربرد مشخص تفاوت گذاشت.
ورود یک پلتفرم دوم به زیرساخت زمانی موجه است که در بخشی مشخص از نیازها، کیفیت، ظرفیت و امکان بهرهبرداری قابلقبولی داشته باشد و منفعت عملیاتی و تابآوری حاصل از آن، هزینه کامل تأمین و نگهداری پلتفرم دوم را توجیه کند. مناسببودن آن برای استنتاج یک مدل نیز به معنی مناسببودنش برای آموزش بزرگترین مدلها نیست.
البته عکس این احتیاط هم لازم است: غیرآمریکاییبودن یک محصول، بهخودیخود دسترسی پایدار، پشتیبانی مناسب یا صرفه اقتصادی آن را تضمین نمیکند. جایگزین نیز باید از نظر زنجیره تأمین، نرمافزار، برق، قطعات یدکی و هزینه مهندسی ارزیابی شود.
در دو یادداشت مکمل، همین محدودیتها را بررسی کردهام:
- «Ascend در برابر NVIDIA؛ فاصله واقعی چقدر است؟»؛ درباره تفاوت توان محاسباتی، حافظه، ارتباطات، آموزش و استنتاج و محدودیت شواهد مقایسه.
- «اگر فردا NVIDIA را برداریم، چه چیزهایی میشکند؟»؛ درباره وابستگی نرمافزاری، کرنلها، ارتباطات، موتور اجرا و هزینه مهندسی مهاجرت.
هدف این بررسیها، صدور حکم کلی به سود یک برند دیگر نیست. هدف، تبدیل یک اختلاف نظری به پرسشی قابلآزمون است: این گزینه، برای این مدل و این تعهد خدمت، چه مقدار از نیاز ما را با چه هزینه و محدودیتی پوشش میدهد؟
نقد وابستگی نباید مانع تأمین شود
نگرانی دیگری هم وجود دارد: ممکن است طرح محدودیتها و جایگزینها، به دستاویزی برای جلوگیری از خرید تجهیزات ضروری تبدیل شود. این نگرانی را نباید نادیده گرفت. اما پاسخ آن، حذف بخشی از واقعیت از گفتوگوی کارشناسی نیست. باید معیار خرید را روشن کرد تا هم خرید ضروری قابل دفاع باشد و هم خرید نامتناسب قابل نقد. متخصص باید بتواند همزمان از تأمین انویدیا برای کاربردی که به آن نیاز دارد دفاع کند و درباره هزینه وابستگی انحصاری هشدار دهد. سازوکاری که فقط یکی از این دو سخن را میپذیرد، تصمیم دقیقتری تولید نمیکند.
مسئولیت راهبردی ما با تحویل تجهیزات و آغاز بهرهبرداری تمام نمیشود. اختلال در خرید تجهیزات جدید الزاماً خدمت مستقر را متوقف نمیکند، اما میتواند توسعه ظرفیت، تأمین قطعات و جایگزینی تجهیزات معیوب را مختل کند. باید بدانیم هر یک از این اختلالها چه اثری بر خدمات دارد و برای مواجهه با آن چه توان آزمودهشدهای داریم.
امروز انویدیای موردنیاز را بخریم و به کار بگیریم؛ اما توان انتخاب فردا را هم از امروز بسازیم.
